زنگ تفریح5

لطیفه های زایمان

 

تأثیر کتاب

 

شخصی گفت: زنم سه قلو زائیده و اتفاقاً هنگام وضع حمل کتاب سه تفنگدار می خواند! از آن قرار تصور می کنم سه تفنگدار کتاب موثری است. شنونده لبخندی زده گفت: اگر مطالعه کتاب تا این حد مؤثر باشد، پس باید خدا را شکر کنید که کتاب چهل طوطی را نمی خوانده است.

***

همسر قابله

 

کارمندی با یک ساعت تأخیر ورود، وارد اداره شد و در راهرو با رئیس اداره روبرو گردید، رئیس با عصبانیت گفت: چرا اینقدر تأخیر ورود دارید آقا؟! کارمند با خجالت گفت: آقای رئیس ببخشید خانمم بچه ای به دنیا آورد. رئیس اداره عصبانی شده و گفت: این دروغه، شما از اول سال چندین بار همین وضع حمل خانم را بهانه قرار داده اید و دیر آمدید! کارمند گفت: حقیقت را به عرض رساندم قربان. رئیس با فریاد گفت: خانم شما مگر در سال چند نوبت وضع حمل می کند؟ کارمند گفت: من عرض نکردم وضع حمل می کند، گفتم بچه به دنیا می آورد. آخر همسر من قابله است و موقع کارش باید من بچه خودمان را نگهدارم تا او به کارش برسد.

***

تا چراغ روشن است بچه می آید

 

مردی زنش بار حمل داشت، شبی چراغی روشن کرده نشسته بودند که زن را درد زایمان گرفت و یک طفل زائید و لحظه ای نگذشت که طفلی دیگر زائید، لحظه ای نگذشت که طفل سوم فرو آمد، مرد ترسید و فوراً چراغ را خاموش کرد و گفت: تا روشنائی می بینند پی در پی بیرون خواهند آمد.


به نقل از: http://www.ezdewaj.ir

/ 0 نظر / 5 بازدید